فردا خانوم همسرو بنیامین از تبریز برمی گردند . اولین باری بود که این قدر از هم دیگه دور بودیم . تجربه ای بود درهر حال که سخت بود . حس و حال فراق سخت بود .ولی در هر حال خدا بخواد فردا تمام می شود و سه تایی دوباره دور هم جمع می شویم .
اپیزود اول (گذشته) : یک روز قبل از این که خانم همسر به سفر تبریز رفته باشد :
خانه تمیز و همه چیز در سر جای خود است . لباسها در جا لباسی آویزان است . کفشها در جا کفشی قرار دارند وظرفها همگی شسته و تمیز در جا ظرفی . مبل ها با مدل خاص خانوم همسر چیده شده و آنکادراند . همه جا گردگیری شده و براق و تمیز . رختخواب در کمال سلیقه مرتب شده و رو تختی و بالشها خیلی زیبا روی تخت قرار گرفته اند . کف خانه جارو برقی کشیده شده و بدون هیچ خرده آشغالی . کف دستشویی و حمام از تمیزی برق می زند .
اپیزود دوم (حال ) : یک روز بعد از این که خانم همسر به سفر تبریز رفته است :
خانه هنوز تمیز و همه چیز در سر جای خود است ! لباسها روی مبلها افتاده اند . شلوار روی یک مبل و پلیور روی مبلی دیگر . کفشها همان جلوی در افتاده اند و هر کدام به طرفی نگاه می کنند . چند بشقاب شسته نشده و چرب در آشپزخانه و چند بشقاب پر از پوست پرتقال در نشمین رها شده اند کنار دو قاشق و چنگال نیز . مبل جلوی تلویزیون این قدر عقب داده شده که فرم کل پذیرایی خانه عوض شده . روی کتابخانه خاک نشسته . لحاف و بالش از جنگ برگشته اند و به هم پیچیده اند و روتختی معلوم نیست اصلا کجاست ؟ کف خانه خرده آشغالی هست . کف دستشویی و حمام کدر است و دستمال توالت آویزان .
اپیزود سوم ( آینده ): یک روز قبل از این که خانم همسر از تبریز برگرد :
خانه تمیز و همه چیز در سر جای خود است . لباسها در جا لباسی آویزان است . کفشها در جا کفشی قرار دارند وظرفها همگی شسته و تمیز در جا ظرفی . مبل ها با مدل خاص خانوم همسر چیده شده و آنکادراند . همه جا گردگیری شده و براق و تمیز . رختخواب در کمال سلیقه مرتب شده و رو تختی و بالشها خیلی زیبا روی تخت قرار گرفته اند . کف خانه جارو برقی کشیده شده و بدون هیچ خرده آشغالی . کف دستشویی و حمام از تمیزی برق می زند .
موخره : ما اینیم دیگه ! فکر کردین چی ؟ می ذارم خونه زندگی همین جوری شلخته ای بمونه و خانوم همسر ببینه ؟ فوتینا !!!
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 آذر1388ساعت   توسط آقای رگبار
|
خب به سلامتی و میمنت این بحثهای غم انگیز TAJوزات به زور به زن و دختر مردم ، انگاری داره به یه جاهای مناسبی ختم می شه (البته این که می گم انگاری همون معنی دقیق انگاری رو داره . چون خیلی چیزا فقط این جا گفته میشه و اجراش دیگه با نوه و نتیجه همون آدمیه که در افشانی فرموده چون ما مکلف به حرف زدنیم اونم از نوع زیادش وبقیه اش به ما ربطی نداره .)
این نقل قول ها که در زیر خواهد آمد، بدون هیچ گونه دخل و تصرف ماهوی آورده می گردد ( فقط کمی محاوره ای تر شده) باشد که شاد گردید .
در ابتدا یکی از این آقایون که اتفاقا رئیس آگاهی هم هست با شعف فراوان از یافتن کشفی جدید ابراز داشته که :« بله وقتی بهرهبرداري مشروع جنسي آسون بشه كه در شرع هم پيشبيني شده است، TAجاوز به عنف هم کم میشه .»
از اون طرف یکی از آقایون که اتفاقا نماینده تهران هست و قبلا پسر آقای مطهری بوده و الان برای خودش دکتر شده اومده و خیلی روشنفکرانه و باحال اضافه کرده که :« بله وقتی که صدی نود دانشآموزا و دانشجوها ( کلا جوونا دیگه ) از زیر و بم همه مسائل ازدواج با خبرن ، پس بذاريم با ازدواج مشكلات غريزيشون حل شه و دیگه بتونن راحت برن سر درس و مشقشون . (ما که میدونیم حالا به روی خودمون نمیاوردیم که ) امروزه روز ، دختر پسرا با هم دوست ميشن و رابطه هم دارن که خب نامشروعه و حتي می دونیم خیلی وقتا هم خونوادهها شون هم در جريان هستند. خب باشه خیالی نیست ما هم ميگوييم باشه رابطه تون رو داشته باشین عیبی نداره که اما به صورت مشروع. بياين و یه ازدواج موقتی بكنین تا دیگه مجلی نباشه ( همون مشکلی نباشه ).»
اما خب طبق معمول همیشه یه خانومی که اتفاقا تو آموزش پرورش کاره ایه در حد معاونی چیزی ، دوباره همون ساز قبلی رو کوک کرده که : « نخیر و اصلا و ابدا با اين موضوع مخالف هستيم و فكر ميكنم كه نبايد با طرح اين مسائل جامعه را ملتهب كرد(سرمون رو مثل کبک همین جوری تو برف نگه داریم بهتره ها ) اصلا کی گفته که بیشتر دانشآموزان درگير روابط غيرمشروع پسران يا دختران هستند؟! وا ، حرفایی می زنینا »
ولی از همه باحال تر یه آقای دیگه اس که اتفاقا شغلش این بود ...( از گفتن شغل ایشون معذورم !) برگشته بود و همچین خودمونی گفته بود که :« بابا وردارین جمع کنین این دانشگاه های مختلط رو . به جای درس خوندن پسرا گیس دخترا رو می بافن ! اصلا اگه گوشت رو جلوي گربه بندازي محاله كه گربه گوشت رو نخوره . همین میشه که دختر و پسر تو يه كلاس كنار هم درس ميخونن و دختره با يه لبخند، پسره رو ميدزده و از همين روابطه كه به جاهاي خطرناك ! ميرسن دیگه.» (البته من نفهمیدم بالاخره کی گربه است و کی گوشت؟!)
این بود ماحصل راهکارهایی برای کم کردن TA جاوزات به زور . خب ماهم بریم به کارمون برسیم .
-------
خواننده برتر امروز : رادیو NPR یک نظرسنجی را با هدف كشف صداهای برتر جهان در گذر زمان انجام داده است كه در میان اسامی نامزدان این عنوان جهانی نام استاد محمدرضا شجریان نیز دیده میشود.طبق گفته NPR نتایج این نظرسنجی عمومی در دیماه اعلام میشود. همه شما می تونین پس از مراجعه به ( این جا ) به استاد شجریان و ۴ خوانندهای كه معتقدین باید صدای آنها در این لیست ٥٠ نفره باشد، رأی بدهید. سایت جالبیه . با عکس هر خواننده قطعه ای کوتاه از نمونه صدای او نیز موجود است .
+ نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت   توسط آقای رگبار
|
از پنجشنبه شب تا الان که به عبارتی می کنه سه شب و دو روز که خانوم همسر و بنیامین رفته اند تبریز ،و بنده در منزل تنها شده ام ، چندین نفر از زوجه های دوستان که تماس گرفتن و فهمیدن من تنها هستم ، اصرار کرده اند که تنها نمون ،بیا خونه ما ، با شوهر من برین استخر ، شام بیا پیش ما ، سعی کن تو هم خوش بگذرونی و خواستن محبت کنن و نذارن دلتنگی کنم و گوله گوله تو تنهایی خودم اشک بریزم و کلی محبت و مهربونی و ..و ...و ...
اما و بالاخره و در انتهای مکالمه سراسر محبت آمیز و دوست داشتنیشون و قبل از این که تلفن رو قطع کنن ، شوخی جدی و با خنده اضافه کردن که یه وقت شیطونی نکنی ها ! آفرین پسر خوب ! بای بای . پس می بینیمت .
و امروز فکر می کردم که زنها ، مردها رو موجوداتی به شدت مستعد شیطنت و گول زدن و گول خوردن از زنهای دیگه می دونن و یه زن موفق اونیه که تا می تونه شوهره رو مهار کنه و نذاره که به وظیفه تاریخیش ( که همون هرز پریدنه) برسه !
------
فیلم امروز : اگه خواستین برین سینما و فیلم آقای هفت رنگ با بازی رضا عطاران و نیکی کریمی رو ببینین خب برین ببینین ولی فقط نیم ساعت اولش رو که کلی خنده داره ولی بعدش پاشین از سینما بیایین بیرون چون بقیه اش مزخرفه و وقتتون تلف میشه .
+ نوشته شده در یکشنبه 1 آذر1388ساعت   توسط آقای رگبار
|
نوستالوژی همیشه چیزی نیست که دیگه نیست ، بلکه میتونه چیزی هم باشه که هست ولی دیگه اون چیز قبلی نیست . من همیشه از یک ایستگاه قطار و قطاری که آماده حرکته جمعیتی رو که در کنار واگنها ایستاده اند و دست تکون می دهند برام پررنگتر از بقیه چیزای اون ایستگاه بود . حسی بود که یه جور تحرک و شور و هیجان نهفته ای داشت . ولی همیشه انگار قراره که اوضاع و احوال عوض بشه و بشه اونی که نبود .
عصر دیروز خانوم همسر و بنیامین که می خواستند برای امتحان آی التس خانوم همسر به تبریز بروند رو به ایستگاه راه آهن رسوندم . همون دم در ورودی یه تابلوی گنده زده بودن که ورود همراه مسافرا به سکو ممنوع است . ولی من به خاطر بار زیادی که همراهشون بود بالاخره با من بمیرم و تو بمیری ، استثنائا اجازه گرفتم که بروم تو و زودی هم برگردم . وقتی اونها رو سوار قطار کردم و درهای قطار بسته شد و قطار سوت معروفش رو کشید و حرکت کرد ، حس غریب و سنگینی تمام وجودم رو فرا گرفت که اولین بار بود که برای یک هفته از من دور می شدن و هم تنها کسی که روی سکوی ایستگاه مانده بود خودم بودم و خودم !!
-------
مجله امروز :هوا که سردتر شده و سرماخوردگی ها هم بیشتر بی مناسب نیست که بگویم اگر به سلامت جسم و روان خودتون اهمیت می دین حتما هفته ای یک بار هفته نامه سلامت رو از باجه های روزنامه فروشی به ۵۰۰تومان بخرید . یعنی بهتون بگم که هر اطلاعات مربوط به بهداشتی- پزشکی -پیشگیری -تربیت کودک -تغذیه -روان شناسی -... رو میتونید اونجا پیدا کنید . چیز دیگه ای که خیلی اونجا شاخصه صفحه آرایی و عکسهای جذابی است که استفاده می کنند .اگه بخواین از مطالب قبلیش هم استفاده کنین (البته با دوهفته تاخیر ) می تونید ( این جا ) رو هم فشار بدین .
+ نوشته شده در شنبه 30 آبان1388ساعت   توسط آقای رگبار
|
کجایی ای ابراهیم بت شکن ؟ که در داخل مغازه بت می فروشند !

حالا داداش من خواستی با کلاس باشی و نگی پوتین یا چکمه می فروشی اقلا بنویس بوت . ای بی سوات !!
راستی می دونستین همون بوت کردن کامپیوتر هم از همین بوت می آید؟
--------
فیلم امروز : نوشتم بت و بت شکنی و یاد اسلام و مسلمانی افتادم و جمال الدین اسد آبادی که از اروپا برگشته بود گفته بود که اسلام را من در اروپا دیدم نه در اینجا ( یعنی ببین چه اوضاع خراب بوده که از صدو خورده ای سال قبل تا حالا . قبلش هم که بماند ) اگه کمی دلتون برای مسلمانی خودتون سوخته برین فیلم کتاب قانون رو با بازی پرویز پرستویی و یک زن هنرپیشه لبنانی به نام دارین حمسه ببینین . تو یه قالب نیمه طنز این مسلمانی ما رو انداخته زیر ذره بین . برای آشنایی و دیدن چند عکس بیشتر از دارین حمسه هم می تونید ( این جا ) رو فشار بدید .
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 آبان1388ساعت   توسط آقای رگبار
|
دیروز که از مترو جهان کودک رد می شدم این گاوه جلومو گرفت !

خلاقیت همیشه خوب چیزیه . حیف که زیر آوار صدتا چیز دیگه یادمون می ره که با خلاقیت میشه چه کارایی که نکرد . نه ؟!
----------
موسیقی امروز : این موزیک متن فیلم خوب بد زشت که با سوت زده میشه با بازی کلینت ایستوود انگ این پست و همه وسترنهای دنیاست . برای شنیدن و دانلود کردن اون ( این جا ) رو فشار بدین .
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 آبان1388ساعت   توسط آقای رگبار
|
من هنوز هیچ خبری از روناک و بهروز ندارم که واقعا روناک کجا رفته بود ولی این اتفاق دوباره حواس منو به موضوع تکراری جلب کرد و عکس العملهای تکراری و بی فایده .
شهر واقعا برای زنا و دخترا جای خطرناکی شده . moteجاوزای genسی به قدری زیاد شدن که حد و اندازه نداره . هفته ای یکی دو خبر داریم . که فلان عده با زور به یه دختر دانشجو ta جاوز کردن و ...یا رفتن تو خونه فلان مرد و با تهدید به قتل بچه مرد به زنش ..اوز کردن و ...یا زن متاهل رو بردن و به زور تو ماشین بهش ..اوز کردن و ...یا یه عده دیگه ........ تازه مگه ما چن تا از این خبرها رو می تونیم بشنویم ؟ ای بابا !
خیلی تابلو ئه که تو این جامعه خوش آب ورنگ خیلی از دخترها و زنها وقتی بهشون تجاوز میشه و جون سالم در می برن ، نمیان جایی بازگو کنن ، از ترس برخورد بدتر شوهر و پدر و برادرشون که بوده موردایی که دختر یا زن بیچاره تو خونه حبس شده ، از چشم مرد افتاده و دیگه اجازه نداشته بچه هاش رو خودش بزرگ کنه . چرا چون دیگه ج..ده شده ! حتی اگه هم دل به دریا بزنه که شوهر و یا پدرش آدم روشن فکری باشه و شوهره بلایی سر زنش نیاره باز خود شوهره از ترس آبروش تو درو همسایه و فامیل صداشو در نمیاره که مبادا تا ماهها و سالها بعد همه اطرافیان به زن اون به چشم یه فاحshe نگاه کنن . انگار که زن به پای خودش و به میل خودش خوابیده تا اون متجاvezin بیفتن روش ! یعنی حماقت تا این حده . تازه خیلی از موارد هم که رسانه ای نمیشه .

یه موقعی تو رسانه ها مطرح می کردن که فقط دخترایی که حجاب درست درمون ندارن دچار آزار جنسی می شن ولی الان دیگه این حرفها هم تاریخ مصرفش تموم شده و تنوع عجیبی تو قربانیا دیده میشه . تو همین چند روز اخیر موضوع دوتا از تجاvozaye جنسی این قدر سرو صدا کرد که حتی آقایون هم از خواب ناز بیدار شدند و تقاضای مجازات شدیدتری برای motejاوزین کردن . دیروز علی آقا و صادق خان تاکید شدید کردند که بیایید و این ها رو به شدت محاکمه کنین تا دیگه کسی جرات تجاوز نداشته باشه . خب علی آقا ، آقا صادق دستتون درد نکنه که دستور فرمودین ، ولی این عین همون پاک کردن صورت مسئله است دیگه ، قربون شکل ماهتون بریم همگی !
آخه وقتی می بینین که شش مرد معمولی که مشکل خاص خانوادگی و اخلاقی هم نداشتند به طور دسته جمعی به یک زن شوهر دار محترم در داخل یک ماشین ت..اوز می کنند ، مردایی که بعضیهاشون هم فقط رهگذر بودند و تصادفی از اونجا رد می شدند! ، نباید به خودتون بیاین و فکر کنین چرا جامعه به این وضع افتاده ؟ چرا هیچ کس رحم نداره ؟ درسته که تو این کشور مشکل 6 خیلی پیچیده است و عامل محرک خیلی ها همین چیزاست ولی نکنه می خواین بگین همه اونایی که این کاررو کردن دستشون به 6 نمی رسیده و ایضا بی خانواده بودن ؟ اگه باشه بازم مقصرش کیه ؟ ولی خودتون خوب می دونین که این طور نبوده .چه بسا خیلی هم تومحل کاریش آدم متعادلی باشه تو خانواده اش آدم خوبی نشون بده و مشکلی در زمینه er ضای خودش نداشته باشه .
من می پذیرم و می دانم که تا 6 تو این کشور حل نشه مشکلات بیشتری خواهیم داشت .ولی این خوی درندگی و tajاوز چیه که این جوری در هم وطنای ما غلیان می کنه و تا موقعیتی باشه به حرکت میاد و تو اون وضع از هر حیوونی حیوون تر میشن ؟ یهو در نیاین بگین برو ببینم مگه همه این جورین ؟ حالا تو چن نفر رو دیدی جو گیر شدی . اولا که این چن نفر رو ما می بینم که از قدیم گفتن تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها . ولی جواب شما اینه که تویه بیماری همه گیر باید 100% آدما بگیرن بعد ما بریم دنبال مداوا؟!! نخیر اخوی این موجود وحشی دست پرورده خود این جامعه است و برای اصل و نسبش دنبال جایی نگردین و اگه بخوایین می تونین جلوی حوادث تلخ بعدی رو بگیرین . یا اقلا کمترش کنین .
آقایان کمی به خودتون بیاین و فکر کنین . بیایین برای یه بار هم که شده یه راه حل ریشه ای داشته باشین . این شتریه که متاسفانه می تونه درخونه هر کسی بخوابه .
-----------
موسیقی امروز : سریال ارتش سری رو خاطرتون هست ؟ از اون سریالهایی بود که هیچ وقت دیدنشو از دست نمی دادم . تیتراژ ابتدایی و انتهاییش هم فوق العاده بود . برای شنیدن و دانلود موسیقی اون تیتراژ ( این جا ) رو فشار بدین .
+ نوشته شده در دوشنبه 25 آبان1388ساعت   توسط آقای رگبار
|